شرح حال

عکسهای من در دوران دانشجویی

+   هانیه شهریاری ; ۱:٠۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩٩

معنای دو واژه ART و Photo

برای درک چیستی تصویر عکاسی و راه یابی به گستره شناخت آن و یا به اعتباری دیگر برای پی کاوی درونه معنایی و" تجسم" ماهیت فرایندی که طی آن مختصات محیط مرئی به طور مجازی بر سطحی دو بعدی ترسیم می شود ، مطمئن ترین راه ممکن تمرکز بر عوامل شکل دهنده آن است. در این میان مورد فرض قرار دادن مثلثی که در سه وجه آن سه عنصر نور ، پدیده و چشم (عمل دیدن) و به تاثیر متقابل بر هم می پردازند ، می تواند راهگشا باشد.

+   هانیه شهریاری ; ٧:٠۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٥ خرداد ۱۳٩٠

توجه توجه

دوستان خوبم، منابع مطالب ویلاگ در انتهای آنها ذکر شده اما اگر متوجه آن نشدید، به خاطر سهولت در کار شما و تذکر و توجه یکی از خوانندگان محترم، لازم می دانم در اینجا ذکر کنم که مطالب ذکر شده در وبلاگ همگی از کتابهای: آخرین جنبش های هنری قرن 20 (دکتر سمیع آذر)، هنر بعد از 1960 (آرچر)، دائرة المعارف هنر، بحران واقعیت (اندی گراندبرگ) و منابع دیگری که خودتان ملاحظه خواهید فرمود، آورده شده و بندۀ حقیر نقشی در آن ندارم.

+   هانیه شهریاری ; ٩:٥۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٠

درک ماهیت عکاسی امروز و ارتباط آن با جهان هنر

امروزه در هنر و ادبیات با شرایطی مواجهیم که برای بسیاری هم گیج کننده است و هم آزار دهنده ؛شرایطی که نام پسامدرن را بر آن گذارده اند.اما هنگامی که اثری هنری را پسامدرنیستی می نامیم،مقصود چیست؟پسامدرن در عکاسی چه نقشی دارد؟اگر به دنبال درک ماهیت عکاسی امروز و ارتباط آن با جهان هنر هستیم ،باید برای این پرسش ها پاسخی بیابیم .

 

+   هانیه شهریاری ; ٧:۱۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠

عکاسی بعد از دهۀ 60

عکاسی ، واقعی ترین رسانه تصویر سازی است ، عکاسی نحوه نگاه ما به جهان و خودمان را دستخوش تحول کرده است: عکاسی درک بنیادین ما را از واقعیت تغییر داده ، و در این فرایند ، خود نیز دچار تحول شده است . این دریافت که عکس ها سازه های واقعیت و نه بازتاب های آن هستند ، اساس حضور این رسانه در عالم هنر است. این دریافت به ما میگوید که عکاسی مانند نقاشی بازتاب حال و هوای هنری روز است.

 

+   هانیه شهریاری ; ٧:۱۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠

عکاسی و توان های بصری آن

 

در سال 1826 نخستین تصویری که صرفا حاصل فرایندی فیزیکی و شیمیایی بود توسط ژوزف نیپس ثبت شد و از آن زمان تاکنون عکاسی به عنوان واسطه ای ضروری برای ارتباط و بیان جایگاه ویژه ای به خود اختصاص داده است.عکاسی پدیده ای هنری و در عین حال علمی است که این دو جنبه در طول پیشرفت حیرت انگیز آن ، از صناعت و مهارت فردی تا شکل گیری به عنوان یک رسانه وهنری مستقل ، همواره به هم پیوسته و جدایی ناپذیر بوده اند. هرگاه اکتشافی تازه یا ابداع و اختراعی جدید در تکنیک ثبت تصویر صورت گرفته ، عکاسی میدان نفوذ خود را در زندگی وسعت بیشتری بخشیده است.

 

+   هانیه شهریاری ; ٧:۱۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠

بررسی عکا سی و نقا شی:

 

تا اوایل قرن بیستم عکاسی قادر نبود خود را از زیر سلطه نقاشی خارج سازد. هنر عکاسی در قرن بیستم هنگامی که از تاثیرات و نفوذ نقاشی رها گشت به عنوان گونه ای هنری با دیدگاه و بیان خاص اهمیت یافت.

از عواملی که باعث پیدایش تفاوت اشکار میان عکاسی قرن 19 و 20 میشود :.1 نیاز های تکنیکی 2. تفاسیر مختلف اشخاص از رسانه عکاسی....

 

+   هانیه شهریاری ; ٧:۱۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠

تفاوت عکاسی با نقاشی

آندره بازن، با صراحت تفاوت عمده عکاسی با نقاشی را این طور بیان میکند:" برای نخستین بار است که میان یک شئ پدید آورنده و نسخه بدلش تنها واسطه ای از یک عامل بی جان دخالت دارد. برای نخستین بار است که تصویری از جهان اتوماتیک وار بدون ملاحضه خلاقانه آدمی شکل میگیرد و شخصیت عکاس تنها در انتخاب سوژه عکاسی مورد نظرش و از طریق هدفی که در ذهنش می پروراند ، مورد مذاکره واقع می شود."....

+   هانیه شهریاری ; ٧:۱۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠

جایگاه کلی فتو آرت در تاریخ هنر معاصر

دهه های آخر قرن بیستم ، تحولاتی عمیق در مفهوم هنر و ساختار زیبایی را شاهد بوده و از این رهگذر قلمروی گسترده و متنوعی از ابزار ها و روش های بیان هنری جدید را تجربه کرده است.اساسا مهم ترین خصیصه هنر این قرن وجه تجربی آن بود ، که این خود از میلی خستگی نا پذیر به نوآوری و شیفتگی بی حدو حصر نسبت به پدیده های نو سرچشمه گرفته است.

+   هانیه شهریاری ; ٧:۱۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠

کاربرد عکا سی در گرافیک

ساخت تصویر و آماده سازی لوح های چاپی برای تکثیر تا اختراع عکاسی و استفاده آن در گرافیک یک فرایند دستی بود. در قرن 19 یک رشته اختراعات ، تولید و تکثیر تصاویر را به سوی عصر ماشین سوق داد. ایده ای که در پشت کامرا ابسکورا....

+   هانیه شهریاری ; ٧:۱۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠

شرح حال من

این دعا شرح حال من و امثال منه امیدوارم شرح حال شما نباشه...

خدایا دلم از شهود تو در حجاب و نفسم آلوده به عیبها و عقلم مغلوب به هوی و هوای نفسم بر عقل مسلط و طاعتم اندک و معصیتم بسیار و زبانم به گناهان خود مقر و معترف است.اینک چه چاره توانم کرد ای پنهان کننده اسرار غیبها و ای برطرف کننده حزن و ندوه ها.از گناهانم تمام درگذر....

الهی قلبی محجوب و نفسی معیوب و عقلی مغلوب و هوائی غالب و طاعتی قلیل و معصیتی کثیر و لسانی مقر بالذنوب فکیف حیلتی یا ستارالعیوب و یا علام الغیوب و یا کاشف الکروب اغفر ذنوبی کلها بحرمة محمد و آل محمد یا غفار یا غفار یا غفار برحمتک یا ارحم الراحمین.

فرازی از دعای صباح حضرت امیر

+   هانیه شهریاری ; ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٠

عقل

درسفرمعراج پیامبر(ص)، جبرئیل به اوفرمود: چون سفرسختی درپیش داری ، خداونددراین سفر سه فرشته برایت گمارده که یکی را انتخاب کنی:

فرشته عقل-فرشته ایمان-فرشته حیا

پیامبر، فرشته عقل را انتخاب فرمود.جبرائیل پرسید:چرافرشته عقل؟پیامبرفرمود:

کسی که عقل دارد،ایمان وحیا هم دارد!

ادامه دارد...

+   هانیه شهریاری ; ۱:۳٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٠

ببخش

 

مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آنان را ببخش

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش 

اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش 

اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش 

آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش

اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی شادمان باش 

نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است نه میان تو و مردم

 

دکتر علی شریعتی

 

+   هانیه شهریاری ; ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٠

اندر حکایت عشق

ای عزیز ندانم عشق خالق گویم و یا عشق مخلوق!

هرکس عاشق باشد و عفاف ورزد و بمیرد، شهید از دنیا رفته است.!!!!!!

                                                               «حضرت محمد(ص)»

 عشق(قسمت اول)

عشق و عاشقی و خیال معشوق (منبع: حکمت انسی)

عشق مشتق از "عشقه" است و عشقه آن گیاهی است که درباغ پدید می آید در بن درخت....وخودرا در درخت انسان می پیچدو همچنان می رود تا نم درمیان درخت نماند.عشق نیز همچون عشقه در درخت وجود انسان درمی پیچد و نم بشریت دراو نمی گذارد تا شایسته آن شودکه درباغ الهی جای گیرد.نیز در بیان عشق گفته اند:"عشق،محبت مفرط است و آتشی است که درعاشق می افتد و موضع این آتش دل است و این آتش از راه چشم به دل می آید و دردل،وطن می سازد و شعله این آتش به جمله اعضامی رسد و بتدریج اندرون عاشق رامی سوزاند و پاک و صافی می گرداند.بنیاد عشق برمعرفت عاشق نسبت به کمال و جمال معشوق نهاده می شود.

 

+   هانیه شهریاری ; ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢ فروردین ۱۳٩٠

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir